الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

122

الغدير ( فارسى )

مرزهاى انسانيت و كمال نفس را شناخته‌اند ؟ من گمان نمىكنم ، و گرنه كسى كه اين را نعمت مىشمارد و مىپندارد كه اميران و فرمانروايان آرزومندند آن هستند كه رسيدن به حدّ برابرى انسان با چهارپايان ، نعمتى است كه فقط پسر هند جگرخواره مىتواند از آن نصيب برد و اين به بركت دعاى پيغمبر معصوم صلّى اللّه عليه و آله است . كسى كه چنان ادعا مىكند ، سعادت زندگى را جز در انباشتن شكم و انبانها به منظور رفع گرسنگى در چيز ديگر نمىشناسد و آدمى هيچ ظرفى را بدتر از شكم خود پر نمىكند و اين آدميزاد فقط اين را مىشناسد كه بخورد و اين خوردنها در صلب او فروريزد ، خوردنى كه ناگزير ثلثى از آن طعام و ثلث ديگر آشاميدنى و ثلث ديگر براى تقويت نفس اوست . « 1 » اما آنچه از فحواى روايات و ويژگيهاى موقعيت حديث آشكار مىشود ، اين است كه مورد ، مورد نقمت است نه مورد رحمت ، و اين دعاى پيغمبر بر عليه معاويه بوده نه به نفع او . ابن كثير چگونه مىتواند مردم را بفريبد ، در حالى كه ابو ذر غفارى در نكوهش اين مرد گفته است : پيغمبر خدا بر تو لعنت فرستاده و ترا نفرين كرده كه هرگز سير نشوى . « 2 » اين نقيصهء معاويه چنان مشهور شده است كه به مرحلهء مثل رسيده و در باب او اين شعر را گفته‌اند : - من يارى دارم كه شكمش به مانند جهنم است ، تو گويى كه معدهء معاويه دارد . حديث مسلم كه نشانه‌هاى دروغ و بهتان در سراسر آن آشكار است ، فقط به خاطر اين هدف ساخته شده تا مگر كلام پيغمبر اقدس صلّى اللّه عليه و آله را كه در طعن و لعن و نفرين و نكوهش كسانى كه شايستهء آنها هستند صادر شده ، به نوعى تفسير و تأويل كنند و بدين وسيله از طرفداران شيطان كه پيشاپيش همهء آنها پسر ابو سفيان قرار دارد ، دفاع كنند و مردم را از ناسزا گفتن به معاويه بازدارند . بدينگونه ، در پيروى از پيامبر حيله‌هاى شگفتى به كار بسته‌اند و در دلالت الفاظ و نصوصى كه از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رسيده ، گفته‌اند كه

--> ( 1 ) . از عبارت « آدمى هيچ ظرفى را بدتر از شكم خود پر نمىكند » تا اينجا ، حديث است كه احمد ، ترمذى ، ابن ماجه و حاكم به‌طور مرفوع از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آورده‌اند ، چنان كه در الجامع الصغير آمده است . ( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى ) : 8 / 312 .